باسلام خدمت تمام اعضا و دنبال کنندگان کانال پرشین آکادمی در بلاگیکس؛

در این آموزش قصد داریم به طور کامل فعالیت های درس ششم نگارش هشتم را با شما دانش آموزان عزیز حل کنیم.

با ما همراه باشید

⚠️ در صورتی که محتوا برای شما نمایش داده نمی شود، از طریق لینک زیر اقدام کنید.

https://zil.ink/persianacademy.hashtoom 

عنوان : درس ششم نگارش هشتم

نام درس : با سنجش و مقایسه، آسان‌تر بنویسیم

 

فعالیت های نگارشی صفحه ۷۲ کتاب

🔶️ متن های زیر را بخوانید و مشخص کنید، کدام متن بر پایه شیوه مقایسه، نوشته شده است؟

الف) قد نسبتاً کشیده ای داشت که کمی پشتش را خمیده نشان می‌داد. چهره‌اش سفید و کم گوشت بود، دماغ کشیده و نوک تیز و پیشانی صاف و مرتبی داشت که در وزش باد، قسمتی از آن را موهایش می‌پوشاند. حالت چشمانش آرام بود و در قعرشان موجی از غم در آرامشی ناگوار یخ بسته بود. چانه استخوانی و صافی داست که دهانش را زیباتر جلوه می داد، موهای بلندش که دور گوش ها و گردنش را پوشانده بود، قدری تیره‌تر از رنگ ساقه های درو شده گندم بود. 

ب) صبح بود و پر تو آفتاب مانند طلا روی امواج ملایم دریا می درخشید. نزدیک به یک کیلومتر دور از ساحل یک قایق ماهیگیری آب را شکافته، به پیش می رفت. از سوی دیگر هلهله و آوای مرغان دریایی که برای بدست آوردن غذای خود به ساحل روی آورده بودند در فضا طنین افکنده بود. روز پرتحرک دیگری شروع می‌شد.

ج) هر دسته از مردم، مقررات ویژه‌ای برای آداب معاشرت دارند. دست دادن با دوستان در هنگام ملاقات در بسیاری از بخش های جهان معمول است. چینیان به جای اینکه به یکدیگر دست بدهند؛ دو دست خود را بر هم می گذارند و تکان می دهد. در بسیاری از کشورها برداشتن کلاه، نشان ادب است ولی بومیان غنا در آفریقا به جای این کار، قبای خود را از یک شانه به پایین می اندازند.

جواب : قسمت "پ"

در قسمت های دیگر مقایسه وجود ندارد ولی در قسمت "پ" درباره آداب معاشرت ملت ها، به مقایسه می پردازد.

🔶️🔶️ تصور کنید دو حالت زیر را تجربه کرده اید؛ با مقایسه انها، متنی بنویسید. صفحه ۷۳

برخاستن از خواب در صبح روستا

برخاستن از خواب در صبح شهر

⚠️ این متن، متن پیشنهادی است و شما میتوانید از آن الهام بگیرید.

هنگامی که در روستا، از خواب بلند شدم و به ایوان خانه رفتم، طلوع زیبای خورشید را دیدم؛ هوا بسیار صاف بود و در آن لحظه نفس عمیقی کشیدم و به خانواده ام که در حیاط منتظر من بودند، ملحق شدم. وای که چه بویی میامد! بوی نان تازه همه جارا گرفته بود. با دقت به اطراف نگاه کردم و چیزی جز طبیعت زیبای خداوند و منظره دلپذیر دیده نمی شد. مادربزرگ دوستم که از قدیمی های آنجا بود، شیر هارا می دوشید و برای ما بر سر سفره آورد. صدای دلنشین پرستو ها و پرندگان، حسی عجیب در من ایجاد می کرد.

و باورم نمی شد که تمام آن هارا حس کرده بودم. وقتی از سفر به تهران باز میگشتیم، از خستگی راه با همان لباس ها خوابم گرفت. صبح تفلن همراهم زنگ زد و از خواب بیدار شدم و به سمت پنجره رفتم، چیزی جز دود و آلودگی دیده نمی شد. پنجره را باز کردم و از شدت بوق های ماشین ها، سردرد گرفتم. خلاصه باز هوس آن روز هارا می کردم.

درست نویسی صفحه ۷۵ کتاب

🔹️همه نویسندگان، خواندن آثار بزرگان را گامی مهم برای رشد می دانند.

🔹️همه نویسنده‌گان، خواندن آثار بزرگان را گامی مهم برای رشد می دانند

جمله اول صحیح است. کلمه هایی که به نشانه بیان حرکت (ه) ختم می شوند، هنگامی که نشانه جمع (ان) یا نشانه (ی) را بخواهیم به آخر انها اضافه کنیم، به ترتیب این گونه، نوشته می شوند (نویسندگان‌ و نویسندگی) و نشان بیان حرکت (ه) دیگر ظاهر نمی شود.

🔶️ جمله های زیر را ویرایش کنید : 

🔹️شرکت کننده‌گان در مراسم امروز، از عملکرد دانش آموزان این مدرسه، خرسند بودند.

🔹️شرکت کنندگان در مراسم امروز، از عملکرد دانش آموزان این مدرسه، خرسند بودند.

🔹️نخبه گان با دیده‌گانی باز و آگاهی، همه امور را پی می گیرند.

🔹️نخبگان با دیدگانی باز و آگاهی، همه امور را پی می گیرند.

 

مثل نویسی صفحه ۷۶ کتاب

🔶️ ضرب المثل زیر را بازآفرینی کنید.

زبان سرخ، سر سبز میدهد بر باد

⚠️ این متن، متن پیشنهادی است و شما میتوانید از آن الهام بگیرید.

روز و روزگاری در شهری پادشاه کم‌کاری حکومت می کرد. این کم‌کاری سبب شده بود تا آن شهر در مقایسه با دیگر شهرها از همه لحاظ ضعیف تر باشد. همین سبب شده بود مردم هر روز نسبت به دیروز نارضایتی آنها افزایش پیدا کند.

 روزی وزیر او به پادشاه گفت : ای پادشاه! من می دانم چه جوری این مشکل را حل می توان کرد. و سپس موضوع را به پادشاه تعریف کرد... سپس پادشاه گفت : نه! این کار خسته کننده است! سپس وزیر با تند رویی گفت : شما در مقابل این مردم مسئولید! چرا کم کاری می کنید؟ سپس پادشاه عصبانی شد و دستور اعدام وزیر را داد. هیچ کس باور نمی کرد وزیری که شهر هر آنچه دارد از صدقه سری اوست، به خاطر یک جمله، دستش از دنیا کوتاه شود.

امیدواریم توانسته باشیم شما را به این درس مسلط کرده باشیم. 

موفق باشید.